|
ايجاد يک وب مرورگر ويژه کودکان
وب مرورگر "کيدوز" با هدف جستجوي امن کودکان در دنياي وب راه اندازي شد که از ورود کودکان به سايتهاي غيراخلاقي، سايتهاي فيشينگ و ويروسي جلوگيري مي کند و مانع ملاقاتهاي مجازي کودکان با بزرگسالان غريبه که در جستجوي اغفال و سوء استفاده از کودکان هستند مي شود.
![]() اين ابزار که يک وب - مرورگر کاملا واقعي با تمام امکانات است به روشي بسيار امن کودکان و نوجوانان را به سايتهاي مناسب بازيهاي رايانه اي آنلاين، سايتهاي نمايش کارتون و جستجوهاي علمي هدايت مي کند. اين مرورگر که به 17 زبان در دسترس است کاملا رايگان و بدون نرم افزارهاي جاسوسي است. کيودز مي تواند براساس سن کودک تنظيم شود و امکان جستجوي سريع در سايتهاي کنترل شده و فضاهاي اينترنتي سازگار با سن کودک را فراهم کند. براساس گزارش کاتاوب، همچنين والدين کودکان مي توانند اين مرورگر را به گونه اي تنظيم کنند که مانع ورود آنها به صفحات pop-up، جاوا اسکريپت و بارگذاري شود و زمان استفاده کودکان از رايانه را تنها به ساعات پس از انجام تکاليف مدرسه محدود کند. مهر |
|
|

«گيلعاد» به عنوان يك مجموعه تلويزيوني 6 قسمتي، هم به لحاظ مفهوم و محتوا و هم از نظر موضوع، دست بر سوژهاي گذارده كه از سوي اكثريت مردم و بسياري از مخاطبان، بسيار قابل پيگيري است. فلسطين، مردمان آن ديار، آنچه در طول60 سال اخير بر اين مردمان مظلوم رفته، مبارزات آنها و موارد ديگر، همگي تقريبا با زندگي مردم عجين شده است. حالا ظرافت بصري و ديالوگهاي گيلعاد و عناصر داستانش است كه ميتواند به طور خاص مردم را دعوت به پيگيري اين مجموعه 6 قسمتي كند. نوع روايت نيز جالب توجه ميتواند باشد؛ چراكه با داستاني تقريبا رئال طرفيم. همچنين اين نوع روايت با فلاشبك به لحاظ ساختاري و با حضور يك كاراكتر به بسترسازي ميپردازد و شرح وقايع كمكم شكل ميگيرد. ضمن اين كه به هر حال مخاطب ميتواند بسرعت دريابد كه اصل ماجرا رئال است، اما براي جنبه دراماتيكي كار طبيعي است كه تمام كاراكترها حقيقي نباشند و داستانكهاي ظريف با بار دراماتيكي از جاي مناسب شروع به رشد كنند و بسته به ظرفيت هر كدام به داستان اصلي بپيوندند. پس اين داستانكها حتي ميتوانند رگههايي از خشونت يا حتي طنز، تراژدي و شادكامي و مواردي ديگر را داشته باشند.
حالا تاريخ معاصر ايران را هم به عنوان يك آيتم مهم در شكلگيري طرح داستاني گيلعاد در نظر بياوريد. آنچه رخ داده خب، مسلما به صورت مكتوب از هر نوعي ميداني، سياسي، تحقيقات جامعهشناختي و غيره وجود دارد و تاريخ شفاهي آن نيز اگرچه كمتر اما آن هم در دسترس است. اين متريال اصلي را حالا با همان جنبه دراماتيك كه در فوق آمد تركيب كنيد. آن وقت روايت يك مجموعه تلويزيوني 6 قسمتي و هر قسمت 45 دقيقه به نام گيلعاد به دست ميآيد.
اگر سازندگان، آن وجه نمايشي را توانسته باشند به همان وجه مكتوب پيوند بزنند اين روند خوب انجام گرفته باشد و با توجه به اين كه موضوع فلسطين براي هر ايراني مسلمان، امري مهم است آن گاه ميتوان گيلعاد را از اين بابت نقد كرد و آيا گيلعاد در اين راستا موفق بوده يا خير؟
يك اتفاق مهم در گيلعاد نبود آدمهاي خاكستري است به اضافه انسانهاي شر و آدمهاي خوب قصه. بنهور، فضلي، عاليه و خانوادهاش، تراب و چند تاي ديگر را در نظر بياوريد. بيننده براي هر كدام از اين كاراكترها به تناسب آنچه ميبيند حدس و گمان به كار ميبرد، از اين روست كه ابتدا به ساكن ميآيد آدم خوبها و آدم بدها را سرند ميكند، مدتي ميگذرد و بيننده چند جابهجايي (باز هم از حدس و گمان) به نظرش ميرسد؟
او كه به دنبال آدم خوبهاست، فضلي را با ديدن رفتارها و ديالوگهايش در قسمت بدها ميگذارد، عاليه و پدرش را چون احساس ميكند زندگيشان را گرفتند در فهرست خوبها جاي ميدهد، سرضرب بنهور در قسمت بدها جا ميگيرد تا انتها. اگر بيننده در قسمتهاي سوم و چهارم يقه يك يا 2 كاراكتر را بگيرد از اين منظر كه نكند اين يكي دو تا آدمهايي خاكستري باشند، يعني اين كه آن وجه دراماتيك كه در بالا اشاره شد كاركرد و روند شكلگيري ماجراها حداقل روالي استاندارد داشته است؛ اما اگر پس از پايان قسمت سوم، فهرست بينندهها در دستهبندي آدم خوبها و آدم بدها تكميل شده باشد آن وقت است كه سريال گيلعاد بايد به همان وجه رئال و مستندگونهاش بپردازد و يعني در اين مسير موفق بوده و كمتر در وجه نمايشي و دراماتيك داستانش.
البته بايد پذيرفت شروع داستان يك سريال تلويزيوني و رسيدن به اواسط آن راهكارهايي دارد كه سريع ميرسد به اين كه سريال چند قسمتي است؟ وقتي گيلعاد 6 قسمت است طبيعي به نظر ميرسد خاكستري جماعت اگر در داستان باشند فقط مرور ميشوند نه كنكاش. در حالي كه اگر سريال 13 قسمتي بود، داستانكهاي فرعي ميتوانستند حسابي گل كنند و همان كاراكترهاي خاكستري پرورانده شوند كه انجام اين مهم در نهايت حس همذاتپنداري بيننده را دوچندان خواهد كرد. براي بيننده جالب است بفهمد كه كاراكتر فضلي در جمع چگونه است و در محفل خودمان چگونه و در خلوت چطور است. عاليه هم همينطور. حتي بنهور ميتوانست ابعادش به لحاظ دراماتيكي و اثرگذاري در داستان بيشتر شود، اما وقتي فقط 270 دقيقه زمان موجود باشد، به هر حال هر كاراكتري موجزتر ميشود.
حالا زمان و مكان را هم در گيلعاد اگر بخواهيم تعريف كنيم باز هم اين قضيه 6 قسمتي ماجرا جلوي چشم ميآيد. لوكيشنهاي يك مجموعه تلويزيوني بسيار نقش مهم و حتي حياتي را در ارائه فضا، تصويرسازي و القاي اين آيتمها به بينندگان ايفا ميكنند. در گيلعاد اگرچه با خانههاي كاراكترهايي مثل جعفر، عاليه و ... روبهرو هستيم و براساس نوع سليقه و مهمتر از همه تمول يا متوسط يا ضعيف بودنشان به لحاظ مالي با آنها ميتوانيم بيشتر آشنا شويم، اما خب لوكيشنهاي خاص هم در گيلعاد وجود دارند كه احتمالا روي آنها كم كار شده است. كنيسه هارون خاخام مهمتر از آن دكان تراب را به ياد بياوريد. اينها به عنوان مكان در يك اثر نمايشي ميتوانند يك دنيا حرف بزنند. تفاوت خانه بنهور با خانه جعفر را به ياد بياوريد. اين تفاوتها دقيقا كاراكترها را معرفي ميكند كه اگر جعفر خانهاش اين گونه است بدين دليل است و كسي بالاي سرشان نيست (دو خواهر با هم زندگي ميكنند) و خودش هم كه بيكار است و بينظم. خانه تراب متفاوت است و حداقل نظم دارد و... گيلعاد به دليل همان نداشتن زمان اگرچه به واكاوي كاراكترهايش نتوانسته بپردازد، اما شايد درباره مكانها و لوكيشنهاي اثر جبران كرده باشد.
شايد گيلعاد قبلي يك سريال 13 قسمتي بسيار پربارتر از اين گيلعاد 6 قسمتي ميتوانست از كار دربيايد. حتي بدون اين كه يك داستانك اضافي را بخواهند در آن جا بدهند؛ اما همين گيلعاد 6 قسمتي هم بينندگانش را راضي كرده است.
مهدي تهراني
كدامين سرزمين موعود؟
حضرت موسي(ع) به درخواست بنياسرائيل براي كتاب و شريعت براي مدت 30 روز براي عبادت به كوه طور رفت و برادرش هارون را در ميان قوم به جانشيني گذاشت تا قوم بنياسرائيل به فرمان او زندگي كنند. اما به فرمان خداوند وعده 30 روزه حضرت موسي (ع) 40 روز به طول انجاميد. در اين هنگام سامري قوم را به گرد خود جمع كرد و به آنان گفت كه حضرت موسي(ع) با 70 تن از ميان شما بيرون رفته است و همه هلاك شدهاند. بيائيد تا من خداي موسي (ع) را به شما نشان دهم. سامري كه زرگر بود، قالبي به شكل گوساله از گل درست كرد و آن را در زير زمين پنهان كرد. سپس مقداري هيزم روي آن گذاشت و به مردم گفت هر كدام ديناري طلا در آتش بيندازند و آنان حدود 6 هزار درهم طلا در آن انداختند و به اين طريق گوساله سامري ساخته شد و سپس مردم به وسيله او به پرستش گوساله دعوت شدند.
هنگامي كه موسي با فرمان خدا آيات تورات را كه بر الواح سنگي نگاشته شده بود از كوه طور بازگشت، ديد كه قوم بنياسرائيل گوسالهپرست شدهاند و مجازات اين قوم كه مورد غضب خداوند قرار گرفته بودند، آن شد كه چهل سال در بيابانهاي سينا سرگردان بمانند و به بيتالمقدس وارد نشوند تا خداوند آنان را ببخشد.
بنا به روايت قرآني سرگرداني قوم بنياسرائيل نه به خاطر گوسالهپرستي، بلكه براي آن بود كه آنها از فرمان پيامبرشان مبني بر ورود به بيتالمقدس سرپيچي و بهانهجويي كردند و در نتيجه از ورود به بيتالمقدس براي 40 سال ممنوع شدند.
سالهاست بنياسرائيل به دنبال سرزمين موعود است. در ميان اين قوم در حال حاضر ميتوان 2 دسته را مشاهده كرد. آنان كه رهروان راستين حضرت موسي(ع) هستند و در گوشه و كنار دنيا در تعامل با ديگر اديان زندگي ميكنند، اما گروه دوم كساني هستند كه به بهانه رسيدن به سرزمين موعود از سامري پيروي ميكنند و سالهاست اين پيروان راستين سامري يا به روايت امروزي صهيونيستها در جستجوي سرزمين موعود، مشغول دستاندازي به خاك ديگران هستند و از كشتار بيگناهان فلسطين و حتي ساير كشورها نيز ابائي ندارند.
گيلعاد يا سرزمين موعود مجموعهاي بود كه به دستاندازي صهيونيستها به خاك ايران ميپرداخت. بنهور يهودي ايرانيتباريست كه پس از سالها به ايران ميآيد و با خريد و چپاول زمينهاي مردم اين ديار قصد دستاندازي به خاك ايران را دارد، هر چند خود فروخته بيهويتي به نام فضلي (فرهاد تجويدي) در اين راه و براي رسيدن به پست شهرداري از هيچ كمكي به بنهور دريغ نميكند.
بنهور (حسين ياري) جواني است مذهبي كه در كنيسه به وسيله عمويش خاخام هارون تربيت شده است ، اما پس از ترك ايران و بازگشتش تغيير يافته و به دنبال بنا نهادن سرزمين موعود در خاك ايران است، وي پس از دستاندازي به زمينهاي گروهي از مردم به دنبال آن است كه در فرهنگ مردم نيز دستاندازي كند و زورخانه، نماد فرهنگي اين سرزمين را به كلوپ تبديل كند.
اما مقاومت عمو تراب (اكبر زنجانپور) براي واگذار نكردن زورخانه به بنهور باعث ميشود زورخانه از سوي ايادي بنهور به آتش كشيده شود و پس از در آتش سوختن زورخانه عمو تراب باز هم حاضر نيست با وجود نداشتن سرمايه كافي براي بازسازي آن، زورخانه را به بنهور بدهد و در نهايت اين پاسخ عمو تراب «كه مردم خود زورخانه را خواهند ساخت» بنهور را دگرگون ميكند. هر چند تا پايان مجموعه حركتي از سوي مردم براي ساختن اين مركز ناب فرهنگي كه ريشه در اصالت فرهنگ اين آب و خاك دارد، نديديم.
از سوي ديگر آدمهايي كه در اين ديار پهلوان، داش، لوطي، مشتي و لات ناميده ميشدند، در فرهنگ اين ديار معاني عميق و مختلفي را به خود اختصاص داده بودند كه هركدامشان مفاهيم و كاربردي جداگانه داشتند، اما عموتراب و نوچههايش جعفر و مراد و همين طور شعبان و نوچههايش در اين مجموعه مشخص نبود در كدام قالب آدمهايي كه اشاره شد، قرار دارند. تا آنجا كه در قسمت پاياني مجموعه مشخص ميشود كه عموتراب نيز اهل سياست بود و در 28 مرداد خطاهايي هم به زعم رژيم مرتكب شده بود.
گيلعاد ميتوانست در زمان حاضر كه غزه هنوز در آتش خشم صهيونيستها ميسوزد و بيتالمقدس در گرو صهيونيستهاست ، حرفهاي زيادي براي گفتن داشته باشد، اما متاسفانه به دليل هويت مجهول آدمهايش نتوانست اين بار را به دوش بكشد تا مخاطب ظلمي را كه صهيونيستها به طرق مختلف روا ميدارند، دريابد.
حسين ياري بازيگري است كه با چهره مثبتش بازيهاي در خور توجهي را از او در مجموعهها و فيلمهاي مختلف مثل شب دهم ديدهايم، اما اين بار در ايفاي نقش منفي بنهور نتوانست آنچنان كه بايد با مخاطب ارتباط برقرار كند.
سخن آخر اينكه ساخت مجموعههايي از اين دست به وسيله دستاندركاران سيما ميتواند رسالتي را كه بر دوش آنان در راه نشان دادن واقعيتهاي تاريخي نهاد شده، به انجام برساند، اما ساخت چنين مجموعههايي نياز به تحقيقات همهجانبهاي دارد كه متاسفانه در مجموعه گيلعاد شاهد آن نبودهايم.
محمد ممجد
شايد پاسخ به اين سئوال اين باشد كه از بدو بوجود آمدن دوربين و ساخت برنامههاي تلويزيوني برنامههاي دوربين مخفي نيز بوجود آمده است.
در ايران برنامه دوربين مخفي در اوايل جسته و گريخته ساخته ميشدند اما اولين اقدامات در ايران توسط امير حسين قهرايي انجام شد بگونهاي كه به قول خودش هركس او را در هر حالتي ميبيند به ياد دوربين مخفي ميافتد.
قهرايي فارق التحصيل رشته فيلمسازي از انگلستان سازنده برنامههاي دوربين مخفي در كشور از سال ۱۳۷۲است.
در اين مدت آثار بسياري را در قالب برنامههاي دوربين مخفي از وي ديده ايم كه شايد يكي از جذابترين اين آثار صحبت كردن يك درخت با رهگذران باشد.
در اين برنامه بود كه يكي از رهگذران كه فردي سالمند بود به حال درخت و صحبت هايش اشك ريخت و همگان را متعجب كرد.
بعد از آن نيز برنامههاي ديگري ساخته شد كه كم و بيش از كيفيت مناسبي برخوردار بودند.
بعد از نوروز ۸۸نيز برنامه دوربين مخفي با نام لحظههاي ديدني به كارگرداني امير حسين قهرايي و تهيه كنندگي محمد روغنيها ادامه داشته كه متاسفانه با وجود تلاشهاي گروه سازنده نه تنها تاثير گذار نبوده بلكه در پارهاي از مواقع مخرب نيز بوده است.
سوء استفاده از اعتماد مردم به نيروي انتظامي در يكي از برنامههاي دوربين مخفي كه چندي پيش از شبكه تهران پخش شد جاي تامل داشت .
دراين برنامه ترس و اضطرابي كه به رهگذران وارد ميشد ديگر جاي خنده را حتي بعد از مشخص شدن دوربين مخفي از عابران ميگرفت.
همچنين در برنامهاي ديگر نيز تداعي يك تصادف تصنعي در هنگام مصاحبه نيز شرايطي شبيه به اين موقعيت را براي مخاطبان بوجود ميآورد.
ايده پردازي دوربين مخفي در اين برنامه به اينجا ختم نشد و كار بجايي رسيد كه برنامه ريزان دوربين مخفي به اين فكر افتادند كه گوسفندان را نيز وارد برنامه دوربين مخفي كنند.
پنجشنبه شب در برنامه دوربين مخفي فردي با ۲راس گوسفند وارد يك خودروي مسافربري ميشد تا عكس العمل مسافران را نسبت به چنين موضوعي بسنجد.
البته اين سوژه در گذشته نيز در قالب دوربين مخفي ساخته شده بود و تنها تفاوت اين برنامه با برنامه پيشين حضور خودروهاي مسافربري جديد با گنجايش بيشتر بود.
جالب آنكه در هر دو برنامه مسافراني كه در ابتداي صبح در حال حركت به سمت محل كار خود بودند عصباني شده و ناراحت ميشدند.
تصور كنيد در يك اتوبان سوار يك خودرو ميشويد و در ميانه راه فردي با دو گوسفند وارد ماشين ميشود و گوسفندان نيز به حكم غريزه خود را راحت مي كند و مسافران را ناراحت. ضمن آنكه ممكن است كيف شما خوراك گوسفندان شود و آب دهان اين حيوان روي لباس شما بريزد و در اين ميان شما جلسهاي مهم داشته باشيد و يا قصد ديدار كسي را داشته باشيد كه براي اولين بار است با وي مواجه ميشويد و مجبوريد با لباس كثيف شده و بوي بد به قرار ملاقات هاي خود برسيد و يا اين قرارها را لغو كنيد.
براستي شما در چنين شرايطي چه حسي پيدا ميكنيد؟ اگر بفهميد كه ماجرا دوربين مخفي بوده و به دليل تهيه يك برنامه لباس شما كثيف شده چه برخوردي ميكنيد؟ به نظر ميآيد در اين بين تنها اهالي پشت صحنه هستند كه از اين اتفاق لذت ميبردند و از شما كه عصبي هستيد ميخواهند براي دوربين دست تكان دهيد! اگر كساني كه چنين برنامههايي را تهيه ميكنند كمي خود را بجاي رهگذران قرار دهند به كار خود پي ميبرند.
موضوع اينجاست كه در تهيه برنامههايي اينچنيني كمتر كسي به اين فكر مي كند كه آيا مردم ناراحت ميشوند يا نه؟ آيا ساخت چنين ايدههايي در دوربين مخفي خواسته يا ناخواسته به قيمت مسخره كردن و توهين به مردم تلقي نميشود؟
در كنار چنين ايدههايي برخي موضوعات نيز بسيار مطلوب است و در آن يك مضمون انساني به چالش كشيده ميشود.
از جمله اين برنامهها ميتوان به يكي ديگر از ايدههاي برنامه دوربين مخفي در پنجشنبه شب اشاره كرد كه در آن دزدي قصد فرار داشت و واكنشها ي مردم بطور خواسته يا ناخواسته به اين فرد سنجيده ميشد.
بهتر است در ايده پردازيها تامل بيشتري شود و ساخت يك برنامه دوربين مخفي بگونهاي طراحي شود كه در ابتدا به قول امير حسين قهرايي لفظ دوربين مخفي خنده خنده را در بر داشته و مضامين آموزشي را نيز شامل شود.
شايد در بسياري از كشورهاي غربي بسياري از مضامين غير اخلاقي در ساخت برنامههاي دوربين مخفي مورد استفاده قرار گيرد و مردم بخندند و كسي اعتراضي نكند اما بايد در نظر داشت هر ملتي داراي فرهنگي است و كشور ما با دارا بودن فرهنگ و تمدني چندهزار ساله چنين ايدههايي را بر نميتابد.

* آزادی چیست ؟
ابزار پیراستن نارستی های آدمیان است .
* دشمنان آزادی چه کسانی اند ؟
خودکامگان
گروه هایی که بی هماورد ، دستگاه فرمانروایی را در اختیار می گیرند .
* آیا آزادی بستر هرج و مرج ، شورش و بی بند و باریست ؟
آزادی خود بزرگترین مانع هر نوع هرج و مرجی است .
* عده ایی می گویند آزادی غرب را به فساد رساند ؟
آنها پیشینه اروپا و باختر را نمی دانند
این بخش از جهان امروز پاکترین دوران خویش را تجربه می کند .
* بدترین تعریف از آزادی چیست ؟
همین موردی که شما گفتید ، برابر دانستن آزادی با بی بند و باری !
* چرا عده ایی این تعریف را از آزادی دارند ؟
چون بیم دارند داشته هایشان از دست برود
آنها می دانند وجود آزادی رسوایشان می کند
پس به بدترین شکل ممکن آن را هجو می کنند .
* آزادی فکر و بیان کی بدست می آید ؟
آن گاه که بتوان خودکامگان را با قوانین و هنجاری درست مهار کرد .
* چه کسانی بزرگترین مدافعان آزادیند ؟
از خود گذشتگان
آنانی که قدرت را بدون ترس به دیگری واگذار می کنند .
* آزادی دارای چه ویژه گی اساسی است ؟
ارزیابی و نقد ، بزرگترین ویژه گی آن است .
آنگاه که ارزیابی نباشد کاستی ها بر ملا نمی شود .
پلشتی روز افزون می گردد و نامردمان به نابکاری خود ادامه می دهند .
* آیا از دیدگاه شما آزادی تنها در اندیشه و بیان خلاصه می شود ؟
رسیدن به چنین هدفی خود موجب پیدایش آزادی در میدانهای دیگری همچون اقتصاد می گردد .

* آیا واژه آزادی برای ایرانیان وارداتی است ؟
ایرانیان خود نخستین منادیان آزادی بوده اند
آزادی همواره یکی از خواسته های مهم مردم ایران بوده است
مجلس ریش سفیدان در تمامی سلسله های باستانی ما وجود داشته است .
در دوره اشکانیان بارها این مجلس پادشاه ایران را تغییر داد .
حال آنکه اروپا در دست فرمانده هان نظامی بود .
آزادی در ایران نه تنها وارداتی نیست بله زایشگاه و رویشگاه آن نیز هست .
* چرا خودکامگان نمی توانند خواست رسیدن به آزادی را ، از اذهان مردم پاک کنند ؟
چون آزادی آمیخته است با سرشت آدمی .
آدمها می خواهند در سرنوشت خود و فرزندانشان سهیم باشند .
نداشتن آزادی موجب بغض و کینه همگانی می گردد .
* چرا عده ایی آزادی خواهی را نتیجه و برآیند میل حیوانی انسان می دانند ؟
آزادیخواهی برآیند پاک ترین منش آدمیست .
نتیجه خرد است .
خواستی است آسمانی .
تنها کسانی در راه آزادی گام بر می دارند که خواسته های فردی خویش را فراموش کرده اند .
برگرفته از : http://forum.tousi.ir/index.php?topic=66.0
خبرگزاري فارس: نماينده بجنورد در مجلس شوراي اسلامي گفت: انگشتنگاري در گذشته انجام نميشده و اين كار توهين به ايرانيان است.

موسيالرضا ثروتي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس درباره انگشتنگاري از زائران ايراني در عربستان گفت: معمولاً اين اقدامات روال ديپلماتيك دارد و طبق توافق دو كشور انجام ميشود.
نماينده بجنورد در مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: اگر قرار است اقداماتي در مبادي ورودي و خروجي 2 كشور انجام شود، بايد طي تفاهمنامهاي صورت گيرد و هر دو طرف اقدام مشابهي انجام دهند.
ثروتي با بيان اينكه اين كار ابتدا در برخي از كشورهاي اروپايي آغاز شد، گفت: اگر از تمام كشورها انگشتنگاري صورت گيرد، موردي ندارد اما اگر فقط از يك كشور بخواهند انگشتنگاري كنند، توهين است.
نماينده بجنورد در مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد: قبلاً كار انگشتنگاري سابقه نداشته و اين اقدام تبليغاتي عليه شيعيان است و اين كار توهين به ايرانيان محسوب ميشود.
وي اضافه كرد: ما نيز بايد مقابله به مثل كنيم و زائران ايراني نبايد به حج بروند چرا كه حج منافع زيادي براي عربستان دارد و با نرفتن ايرانيان منافع آنها به خطر ميافتد.
به اعتقاد ثروتي، بايد در يك گفتوگوي دوستانه اين مشكلات برطرف شود.
نماينده بجنورد در مجلس شوراي اسلامي گفت: اگر قرار است آنها از زائران ايران انگشتنگاري كنند ما نيز بايد از سعوديهايي كه وارد كشور ميشوند انگشتنگاري كنيم.
وي خاطرنشان كرد: اگر فقط آنها از ايران انگشتنگاري كنند اين نوعي توهين است و ما هم بايد از افرادي كه از عربستان وارد كشور ميشوند، انگشتنگاري كنيم.

از
ديدگاه جهاني، پس از آب و هوا، پوسته خاك، سومين جزء عمده محيط زيست انسان
تلقي ميشود. خاك علاوه بر اينكه پايگاه موجودات خشكيزي، بويژه جوامع
انساني است، محيط منحصر به فردي براي زندگي انواع حيات بخصوص گياهان به
شمار ميرود. بر خلاف آب و هوا، آلودگي خاك از نظر تركيب شيميايي به آساني
قابل اندازهگيري نبوده و يك خاك پاك يا خالص تعريفپذير نيست؛ بنابراين
ناگزيريم مسائل بالقوه آلودگي خاك را در چارچوب پيش بيني خطرات و صدمات
احتمالي در كاركرد خاك مطالعه كنيم.
با توسعه طرحهاي انسان ساخت
و آلوده شدن خاكها به وسيله فلزات سنگين، ساختار خاك براي رشد و توسعه
گياهان مسموم و خطرناك ميشود و تنوع زيستي خاك را نيز بهم ميريزد.
در
روش گياه پالايي، گياهان بر اساس مكانيسم جذب طبقهبندي و آلودگي خاك به
فلزات سنگين به كمك روشهاي شيميايي، فيزيكي و بيولوژيكي كاهش داده ميشود.
بر
اساس تحقيقات دفتر بررسي آلودگي آب و خاك سازمان حفاظت محيط زيست، رفع
آلودگي خاك معمولا با 2 روش خارج از محل و در محل صورت ميگيرد. در روش
خارج از محل، خاك آلوده به مكان ديگري انتفال يافته و پس از رفع آلودگي
به مكان اوليه برگردانده ميشود. در روش ديگر كه نياز به جابهجايي و
انتقال ندارد آلايندهها با آلي شدن، از قابليت جذب زيستي آنها كاسته
ميشود.
براي كاهش آلودگي آلايندههاي معدني در خاك ميتوان از
روشهاي آلي كردن، كمپلكس كردن و افزايش خاك بوسيله آهك استفاده كرد اما
بيشتر اين روشها گران بوده و سبب تخريب محيط زيست ميشوند.
در
فناوري استفاده از گياهان با عنوان گياه پالايي، از گياهان سبز و ارتباط
آنها با ميكروارگانيسمهاي خاك براي كاهش آلودگي خاك و آبهاي زيرزميني
استفاده ميشود. اين فناوري ميتواند براي رفع هر دو نوع آلاينده خاك يعني
معدني و آلي به كار رود.
بررسيها نشان ميدهد كاربرد تكنيكهاي
فيزيكوشيميايي، سبب از ميان رفتن ميكروارگانيسمهاي مفيد خاك مانند تثبيت
كنندههاي نيتروژن ميكروريزا ميشود كه در نتيجه فعاليتهاي بيولوژيكي خاك
را ضعيف ميكند و در مقايسه با تكنيك گياه پالايي، بسيار هزينهبر است.
در
روش ريزوفيلتراسيون، از گياهان خاكي و آبي استفاده ميشود كه آلايندههاي
منابع آبي آلوده با غلظت كمتر در ريشههايشان تغليظ يا رسوب ميكنند كه
اين روش بخصوص براي فاضلابهاي صنعتي، رواناب كشاورزي و يا فاضلاب معادن
اسيدي كاربرد دارد و براي فلزاتي مانند سرب، كادميم، مس، نيكل، روي و كرم
مناسب است.
گياهاني مانند خردل هندي، آفتابگردان، تنباكو، چاودار و
ذرت داراي اين توانايي هستند. آنها داراي قدرت جذب سرب از فاضلاب هستند كه
در اين ميان، آفتابگردان بيشترين قدرت و توانايي را دارد.
در روش ديگري با استفاده از قدرت ريشه، محدودكردن تحرك و قابليت دسترسي آلايندهها در خاك صورت ميگيرد.
اين
روش معمولا براي كاهش آلودگي در خاك، رسوب و لجن استفاده ميشود و از
طريق جذب، رسوب، كمپلكس و يا كاهش ظرفيت انجام ميپذيرد.
در روش
تبخير گياهي، گياهان، آلايندهها را از خاك جذب و سپس به بخار تبديل كرده
و با عمل تعرق به اتمسفر انتقال ميدهند. اين روش در درختان در حال رشد
براي جذب آلايندههاي آلي و معدني كاربرد دارد.
در روش ديگري كه به
نام كاهش گياهي معروف است، گياه با متابوليسم خود از طريق انتقال، تجزيه،
تثبيت و تصعيد تركيبات آلاينده به برطرف كردن آلودگي از خاك و آبهاي
زيرزميني كمك ميكند. در اين روش، تركيبات آلي به مولكولهاي سادهتر
شكسته شده كه ميتواند به درون بافت گياه وارد شوند. بررسيها نشان داده
است گياهان داراي آنزيمهايي هستند كه ميتوانند پسماند حاصل از حلالهاي
كلرينات مانند تريكلرو اتيلن و حشرهكشهاي ديگر را تجزيه كند.
فلزات سنگين و دسترسي آنها در خاك
فلزات سنگين، عناصري با وزن اتمي 54/63 تا 59/200 و وزن مخصوص بيشتر از 4 هستند. برخي از فلزات سنگين به مقدار كم مورد نياز ارگانيسمهاي زنده هستند؛ هر چند افزايش بيش از حد همين فلزات سنگين ضروري ميتواند براي ارگانيسمها مضر باشد. فلزات سنگين غير ضروري شامل آرسنيك، آنتيموني، كادميم، كرم جيوه، و سرب است كه اين فلزات در رابطه با آلودگي خاك و آبهاي سطحي بسيار مهم هستند و مورد توجه علم گياه پالايي قرار ميگيرند.
واكنش گياهان به فلزات سنگين
گياهان3 راهبرد پايه براي رشد در خاكهاي آلوده به فلزات سنگين دارند. گونههايي كه از ورود فلزات به بخشهاي هوايي خود جلوگيري كرده يا غلظت فلزات را در خاك پايين نگه ميدارند، گونههايي كه فلزات را در اندامهاي هوايي خود تجمع داده و دوباره به خاك بر ميگرداند و گياهاني كه ميتوانند فلزات را در اندامهاي هوايي خود تغليظ كرده به طوري كه چندين برابر غلظت فلز در خاك شود و گياهاني كه غلظت بالايي از آلايندهها را جذب كرده و در ريشه، ساقه يا برگهايشان تغليظ ميكنند.
كاربرد مهندسي ژنتيك براي بهبود گياه پالايي
در اين تكنيك با استفاده از تنوع ژنتيكي موجود در
داخل هر گونه و تحريك خصوصيات ژنتيكي گونهها ميتوان تحمل گونه را نسبت
به فلزات آلاينده محيط افزايش داد. بررسيها نشان داده است توليد گياهان
با پتانسيل بالاي گياه پالايي و توليد بيومس در بهبود روش گياه پالايي
موثر است و تلقيح ژنهاي موثر در تجمع فلزات به گياهاني كه بلندتر از
گياهان طبيعي هستند سبب افزايش توليد بيومس نهايي مي شود.
برخي
روشهاي گياه پالايي محدوديتهايي دارد؛ به عنوان مثال در نوعي از اين
روش، گياه پالايي در محدوده 3 فوت از سطح خاك و حداكثر 60 فوت از آبهاي
زيرزميني موثر است. اين روش براي مكانهايي كه غلظت آلودگي در آنها پايين
تا متوسط است در سطح وسيع به كار برده ميشود و شديدا وابسته به اسيديته
خاك است.
نتايج به دست آمده از تحقيقات دانشمندان حاكي از آن است
كه اسيدي كردن خاك، قابليت دسترسي فلزات را به مقدار زيادي افزايش ميدهد.
البته ممكن است اسيدي كردن خاك، تاثيرات منفي دربرداشته باشد. براي مثال
افزايش حلاليت برخي فلزات سمي و شستشوي آنها به آبهاي زيرزميني سبب بروز
خطرات زيست محيطي ميشود كه بايد تحت كنترل و شرايط ويژه صورت گيرد.
مصرف توليدات گياه پالايي
يكي از موانع اجراي تجاري گياه پالايي، چگونگي
مصرف گياهان آلوده است. پس از برداشت، آلودگي خاك توسط گياه كاهش يافته،
اما مقدار زيادي بيومس خطرناك توليد شده است. بررسيها نشان ميدهد توليد
كمپوست و متراكم كردن، 2 روشي است كه براي مديريت بيومس گياهان آلوده توسط
بسياري از محققان پيشنهاد شد، اما بهترين روش براي مصرف بيومسهاي توليد
شده توسط گياه پالايي، تغيير و تبديلات ترموشيميايي است كه در اين روش
بيومس به عنوان يك منبع انرژي مصرف تجاري دارد.
اين بيومس شامل كربن، هيدروژن و اكسيژن است كه با عنوان هيدروكربنهاي اكسيژنه شناخته ميشود.
جزء
اصلي هربيومس ليگنين، همي سلولز، سلولز، مواد معدني و خاكستر است كه داراي
مقادير بالايي رطوبت، مواد آلي فرار و جرم مخصوص ظاهري هستند، اما ارزش
گرمايي پاييني دارند. درصد اين اجزا از گونهاي به گونه ديگر متفاوت است
كه مديريت اين حجم از مواد زائد بسيار مشكل بوده و نياز به كاهش حجم دارد.
توليد انرژي
سوزاندن و توليد گاز از روشهاي مهم براي توليد
انرژي گرمايي و الكتريكي است كه ميتوان از گياهان آلوده استخراج شوند.
بازيافت اين انرژي از بيومس به وسيله سوزاندن يا توليد گاز ميتواند ارزش
اقتصادي داشته باشد؛ زيرا آن را نميتوان به عنوان علوفه يا كود مصرف كرد.
سوزاندن روش سادهاي است اما بايد تحت موقعيتهاي كنترل شده باشد. در اين
روش حجم بيومس 2 تا 5 درصد كاهش يافته و خاكستر را ميتوان به طور مناسبي
مصرف كرد.
تحقيقات نشان داده است سوزاندن پسماندهاي خطرناك حامل
فلزات در فضاي باز صحيح نيست، زيرا گازهاي آزاد شده به محيط ممكن است مضر
باشد، چرا كه به اين ترتيب تنها حجم كاهش مييابد وگرماي توليد شده نيز به
هدر ميرود.
تحقيقات دفتر بررسي آلودگي آّب و خاك سازمان حفاظت
محيط زيست نشان ميدهد، توليد گاز يكي از موارد كنترل بيومس است كه از
طريق مجموعهاي از تغييرات شيميايي گازهاي احتراقي پاك با بازده گرمايي
بالا توليد ميشود. به اين تركيب گازي، گاز پيرو گفته ميشود كه ميتوان
براي توليد انرژي گرمايي و الكتريكي آن را سوزاند.
توليد گاز در يك
مبدل گازي، طي مراحل پيچيده خشك كردن، حرارت دادن، تجزيه گرمايي و
واكنشهاي شيميايي احتراق انجام ميشود كه به طور همزمان اتفاق ميافتد.
محققان
گزارش كردهاند پيروليز يك روش نو براي مديريت مواد زائد شهري است كه
امكان دارد بتوان از آن براي مديريت بيومس گياهان آلوده استفاده كرد.
پيروليز مواد را تحت موقعيتهاي غيرهوازي تجزيه ميكند و هيچ انتشاري به
هوا ندارد.
به اين ترتيب، فلزات سنگين در كك باقي ميمانند كه
ميتواند در كوره ذوب استفاده شود. اگرچه هزينه بالاي تاسيس و مراحل
عمليات فاكتور محدود كننده است، اما اگر فقط براي گياه استفاده شود
ميتواند براي گياهان آلاينده و مواد زائد شهري مناسب باشد.
محققان
بر گونههاي گياهي با بيومس بالا تحقيق كرده و نشان دادند اين روش نتايج
مثبتي ميتواند به همراه داشته باشد و فوايد زيست محيطي موثري نيز خواهد
داشت.
رفع آلودگيهاي نفتي
آلودگيهاي نفتي يك پيامد اجتنابناپذير از افزايش
سريع جمعيت و فرايند صنعتي شدن است كه به دنبال آن آلودگي خاك توسط مواد
هيدروكربنه نفتي به شكل وسيع در اطراف تاسيسات اكتشاف و پالايش و به شكل
موضعي در مسيرهاي انتقال اين مواد در سطح استانهاي نفتخيز جنوبي كشور
قابل مشاهده است.
علاوه بر انتشار مستقيم اين آلاينده ها، غبارات
حاصل از سوخت گازهاي همراه نفت، طي ساليان متمادي توانسته مواد سمي و مضري
به خاكهاي منطقه اضافه كند. وجود اين آلايندهها در محيطزيست علاوه بر
تاثير گسترده بر اكوسيستم منطقه، با گذشت زمان و ورود به چرخه غذايي، به
جوامع انساني نيز راه مييابند و به اين ترتيب سلامت انسانها را تهديد
ميكنند.
در حال حاضر نياز به جلوگيري از گسترش اين آلودگيها و
همينطور پاكسازي مناطق آلوده شده بشدت احساس ميشود. براي اين منظور
ميتوان از روشهاي مختلفي بهره گرفت. يكي از اين روشها گياه پالايي است
كه از گياهان و ميكروارگانيسمهاي همراه آنها جهت پاكسازي محيطهاي آلوده
(خاك، آب) بهره ميگيرد. در حقيقت گياه پالايي با استفاده از دخالتهاي
انساني از جمله فناوري كشاورزي (شخم زدن، كود دادن و ) باعث ايجاد شرايط
مناسب براي رشد و استقرار گياه و افزايش فعاليتهاي طبيعي پاكسازي ميشود.
بزرگترين مزيت اين روش نسبت به ساير روشها، ارزان بودن و سادگي آن است.
در اين روش، انتخاب گياه مناسب از اهميت ويژهاي برخوردار است كه به شرايط
اقليمي منطقه، نوع و ميزان آلودگي خاك بستگي دارد.
آينده گياه پالايي
اگرچه اين علم هم اكنون با سرعت در حال توسعه است،
اما بررسيها نشان داده گياه پالايي تجاري از لحاظ زماني بايد با ديگر
فناوريهاي ديگر قابل رقابت كردن باشد. بيشتر آزمايشهاي گياه پالايي در
مقياس آزمايشگاه در محيط هيدروپونيك انجام و فلزات سنگين به آنها داده شده
است، در حالي كه محيط خاك كاملا متفاوت است. در خاك واقعي بسياري از فلزات
در شكلهاي نامحلول وجود دارند و قابليت دسترسي آنها كم و اين بزرگترين
مشكل است. بسياري از گياهان هنوز شناخته نشده اند كه بايد شناسايي شوند و
درباره فيزيولوژي آنها بيشتر دانست.
بهينه سازي فرايند جذب فلزات
سنگين توسط گياه و مصرف مناسب بيومس توليد شده هنوز بايد مورد بررسي و
تحقيق قرار گيرد تا نتايج آزمايشگاهي با عمل و واقعيت همخواني داشته باشند.
اگرچه
10 سال از كاربرد اوليه فناوري گياه پالايي در دنيا ميگذرد، اما اين علم
توسعه بسيار سريعي داشته است و امروزه گياه پالايي در مورد مواد آلي،
معدني و راديواكتيو كاربرد دارد. اين فرايند پايدار و ارزان است و براي
كشورهاي در حال توسعه بسيار مناسب بوده و صرفه اقتصادي دارد.
بررسيها
نشان ميدهد، راندمان اين روش با كاربرد گياهان رشد سريع با بيومس بالا و
قدرت جذب بالاي فلزات سنگين افزايش مييابد. در بيشتر مكانهاي آلوده
گونههاي مناسب جهت رفع آلودگي قابل شناسايي است. 2 روش كمپوست و متراكم
كردن ميتواند جزو مراحل مقدماتي براي كاهش حجم توليدات اين گياهان باشند،
اما بايد دقت شود شيرابه حاصل از تراكم به طور كامل جمعآوري شود. محققان
معتقدند بين روشهايي كه بيومس آلايندهها را كاهش ميدهد، به نظر ميرسد
خاكستر كردن كمترين زمان را مصرف ميكند و در مقايسه با سوزاندن مستقيم
از لحاظ زيستمحيطي نيز مناسبتر باشد.
به اين ترتيب مشاهده ميشود
دنياي امروز ميتواند با الهام از طبيعت و سيستم نقص ناپذير بكر آن براي
آنچه بشر با دست خود خراب كرده است اصلاحاتي صورت دهد كه بيشك سهلتر از
جلوگيري از آلودگي منابع بويژه منابع خاك نيست.
حميده سادات هاشمي
سيد محمد مهدي دستغيب مجري طرح در گفتگو با مهر با بيان اينکه سالانه در دنيا حدود 6 ميليون تن نفت وارد محيط زيست مي شود، گفت: نشت و گسترش آلودگي هاي نفتي در بخشهاي مختلف صنعت نفت اعم از مناطق توليد نفت، پالايشگاهها و خطوط حمل و نقل در اثر ناکارآمدي فرآيندها و بروز سوانح امري اجتناب ناپذير است. اين آلاينده ها علاوه بر به خطر انداختن سلامت انسانها، لطمات زيادي براي محيط زيست به همراه دارد.
وي افزود: با توجه به وسعت فعاليتهاي نفتي در کشور نياز به روشهاي پاکسازي کارا، اقتصادي و سازگار با محيط زيست براي رفع آلودگي از خاکهاي آغشته به نفت احساس مي شود. اين در حالي است که علي رغم تجربه جهاني در اين زمينه و ثبت شرکتهاي متعدد که عمليات پاکسازي خاکهاي آلوده به ترکيبات نفتي را به صورت خدمات ارائه مي دهند، تجربه انجام پروژه ميداني پاکسازي زيستي خاک در کشور ما وجود نداشت.
دستغيب پاکسازي زيستي را يکي از روشهاي اصلي پاکسازي محيطي دانست و ادامه داد: در اين روش از موجودات زنده به ويژه باکتريها، قارچها و گياهان به منظور تجزيه آلاينده هاي محيطي و تبديل آنها به ترکيبات غيرسمي استفاده مي شود.
مجري طرح با تاکيد بر اينکه اکثر ترکيبات هيدروکربني به راحتي توسط اين ميکروارگانيسم ها مصرف مي شود، خاطر نشان کرد: اين ميکروارگانيسم ها ترکيبات هيدرو کربني را به دي اکسيدکربن، بيومس و يا محصولات ديگر تبديل مي کنند.
وي تاکيد کرد: کارايي و سرعت فرآيند تجزيه هيدروکربنها به نوع ترکيبات آلاينده، طبيعت ماده آلوده شده با ترکيبات نفتي، شرايط محيطي و ويژگيهاي جمعيت ميکروبي بستگي دارد.
اين پژوهشگر به ويژگيهاي اين روش اشاره کرد و اظهار داشت: برخلاف بسياري از روشهاي متداول که مشکل آلودگي را صرفا به گونه اي ديگر تبديل مي کنند و يا آلاينده را به بستر ديگري منتقل مي کنند، پالايش زيستي با صرف کمترين هزينه، توانايي حذف دائم آلاينده ها با تبديل آنها به مواد بيخطر را دارد.
دستغيب از اجراي پايلوت اين طرح خبر داد و افزود: پژوهشگاه صنعت نفت به منظور کسب و توسعه دانش فني، ضمن برقراري ارتباط سازنده با شرکتهاي بين المللي صاحب تکنولوژي، فعاليتهاي آزمايشگاهي متمرکزي بر روي تکنولوژي پاکسازي زيستي خاکهاي آلوده انجام داده است و در حال حاضر اين فرآيند در حال اجرا در مقياس پايلوت است.
وي ابراز اميدواري کرد که با اجراي موفق پايلوت اين طرح، زيرساختهاي لازم براي پياده سازي فرآيند در مقياس ميداني در آينده نزديک فراهم شود.
راه اندازي کلکسيون ميکروبي
مجري طرح به راه اندازي کلکسيون ميکروبي در مرکز تحقيقات بيوتکنولوژي پژوهشگاه نفت اشاره کرد و افزود: يکي از اهداف اصلي اجراي اين پژوهش شناسايي، حفاظت و به کار بستن پتانسيل ميکروارگانيسم هاي بومي موجود در خاکهاي کشور است که مسلما در مقايسه با نمونه هاي تجاري، سازگاري بهتري با شرايط اقليمي کشور ما خواهند داشت. از اين رو به منظور حفاظت از اين ذخاير ژنتيکي، کلکسيون ميکروبي مجهزي در مرکز بيوتکنولوژي شکل گرفته است که قادر است با روشهاي جديد و کاملا مطمئن باکتريهاي جداسازي شده را شناسايي و براي مدت طولاني نگهداري کند.
وي، پايش ميکروبي آبهاي صنعتي و مهار خوردگي ميکروبي، پژوهش در زمينه ازدياد برداشت ميکروبي از طريق پاکسازي ديوارههاي چاه، بررسي ارتقاي کيفيت نفت و فرآورده هاي نفتي از طريق روشهاي ميکروبي- آنزيمي، تلاش براي استفاده از دامولسيفايرهاي زيستي براي جداسازي آب و نفت و ارزيابي اثرات زيست محيطي فعاليت هاي صنعت نفت از طريق پايش تنوع زيستي با استفاده از روش نوين DNA Barcoding را از ديگر اقدامات مرکز تحقيقات بيوتکنولوژي پژوهشگاه نفت ذکر کرد.